مقالات رزمی

ده راهکار پیشرفت در آی‌کی‌دو (۱)

مقدمه:

اجازه دهید همین ابتدا اعترافی به شما بکنم. این ۱۰ راهکاری که با شما در میان می‌گذارم، شما را آی‌کی‌دو کار حرفه‌ای نخواهد کرد. هیچ چیزی جای ممارست و تمرین را نخواهد گرفت اما پشت کلمات قدرتی نهفته است که مسیرتان را تغییر خواهد داد. چطور؟
هیزم‌شکنی را تصور کنید که می‌خواهد با تبر و ارة تیز نشده درختان را بِبُرد. از آن‌جا که اره و تبرش کُند است، باید زمان و زور زیادی را صرف کند تا یک درخت را قطع کند. اگر از او بپرسید: «چرا این قدر خودت را خسته می‌کنی؟ چرا ابزارت را تیز نمی‌کنی؟!» می‌گوید: «این حرف‌ها را بذار کنار. فرصت استراحت ندارم باید سریع کارم را تمام کنم.» او برای هر درخت، یک روز وقت می‌گذارد ولی اگر زمانی را به استراحت و تیز کردن ابزار‌هایش بگذارد، بازدهی کارش چند برابر شده و در هر روز، چندین درخت را قطع خواهد کرد.

بسیاری تصور می‌کنند نوشتن و خواندن این مقالات کاری بیهوده است و باید به جای این حرف‌ها فقط تمرین کرد. آن‌ها دیدگاه همان هیزم شکن را دارند. مسلماً با تیز کردنِ ابزار، درختی قطع نخواهد شد اما در افزایش راندمان آن هیزم شکن شتاب مضاعف می‌دهد. مطالعه مقالات شما را آی‌کی‌دوکار نخواهد کرد اما به شما بینشی می‌دهد که راندمان تمرینی شما و پیشرفتتان را شتاب مضاعف می‌دهد. ذهن شما ابزار شماست و نیاز دارید تا زمانی را صرف تیز کردن آن کنید. شاید یک سال آی‌کی‌دو را با ذهنیتی ناقص تمرین کنید. نمی‌گویم پیشرفتی نکرده‌اید اما اگر ذهنیت و بینش‌تان را ارتقا دهید، آن وقت یک ماه تمرینتان با یک سال برابری می‌کند و این یعنی یک شتاب فوق‌العاده در پیشرفت. پس با این دید، مقاله را مطالعه کنید که بینش‌تان را ارتقا دهید. لزومی هم ندارد همه راهکار‌ها را یک‌باره به کار ببرید. این مقاله در حکم راهنمای تمرین است و قرار نیست یک شبه شما را به هدف برساند. بلکه هر بار با گرفتن یک ایده و پیاده‌سازی آن در تمرین، سرعت بهبودتان را ذره ذره افزایش دهید. امیدوارم این ۱۰ راهکار برایتان مفید باشند.

۱) با حرف و بحث به جایی نمی‌رسیم، فقط تمرین…

شبی به عنوان مهمان در باشگاهی حاضر و همراه رفیقم مشغول تمرین شدم. یک لحظه وسط تمرین ایستادم تا نفسی چاق کنم و موضوعی نظرم را جلب کرد. اصولاً کلاس آی‌کی‌دو  باید صدای افت و اوکمی‌هایش بالا باشد ولی این جا صدای همهمه بلند بود. کلاس را برانداز کردم، اغلبِ جمعیت کلاس، به جای تمرین، مشغول حرف و بحث بودند. عده‌ای راجع به بهترین شکل تکنیک با هم تبادل نظر می‌کردند. عده‌ای دیگر برای همدیگر توضیح می‌دادند: «اینی که تو می‌زنی غلطه، این جوری درسته…» آن گوشه هم ارشد کلاس شاگردان مبتدی را نشانده و برایشان شرحِ تکنیک را با وسواس عجیبی سخنرانی می‌کرد! به رفیقم گفتم: «کلاس را نگاه کن! اگر همه این‌ها به جای حرف و بحث، فقط تمرین می‌کردن حتی به اشتباه، خیلی پیشرفت می‌کردن. اون ارشد هم نباید این قدر توضیح اضافه بده. از ۱۰ دقیقه پیش که یادم میاد، مشغول سخنرانی بود!».
کلاسی دیگر رفتم و به عنوان مهمان با هنرجویانشان مشغول تمرین بودم، یار تمرینی‌ام، با هر یک دقیقه تمرین، ۳ دقیقه وقت را برای توضیح می‌گرفت. آخرش خسته شدم و به او گفتم:
– «ببین! ممنونم که داری توضیح می‌دی! ولی اگه به نظرت اشتباه می‌زنم، بذار بزنم. اقلا این جوری داریم تمرین می‌کنیم. اگه می‌بینی ساکتم به این خاطر نیست که نظری ندارم یا از تو ایرادی نمی‌بینم. نمی‌خوام وقت تمرینت رو بگیرم.»
– گفت: «ها؟ بله ببخشید. اگه اشتباه از من می‌بینی خوب بگو.»
– گفتم: «خودت این قدر رده‌ات بالا هست که تشخیص بدی کجا درست زدی کجا غلط! برای چی بهت بگم؟»
– گفت: «من ایراد‌های خودمو نمی‌تونم ببینم. باید یکی برام توضیح بده تا بفهمم»
– گفتم: «خیالت راحت باشه. من الکی هماهنگ نمی‌شم. اگه جایی از دستت در رفتم یا بدل خوردی بدون که اشتباه می‌زدی.»
این طوری به او فهماندم که بدون حرف هم می‌توان تمرین کرد. ولی بعد از [حدودا] ۱۰ دقیقه خسته شد و آخر سر از من فاصله گرفت تا [به قول خودش] دیگران را رفع اشکال کند! نگاهی به ساعت انداختم. سر جمع وقت مفید تمرینمان بیست دقیقه هم نشد. با هرکدام از شاگردان ارشد آن کلاس که تمرین کردم همین مشکل را داشتند. خوب حرف می‌زدند ولی تمرین…! این موارد را شما هم در کلاس‌های متعدد می‌توانید مشاهده کنید. انگار عاشق بحث و حرفیم تا تمرین؛ و مهارت آی‌کی‌دو هیچ گاه با بحث و حرف بدست نمی‌آید. باید سعی و خطای عملی کرد. یعنی حتی شده اشتباه بزنیم ولی بحث نکنیم. چون اقلا با اشتباه زدن تجربه‌ای عملی کسب می‌کنیم ولی با فقط حرف و بحث… وقتمان را تلف کرده‌ایم! اجازه دهیم استاد یا ارشد‌های کلاس (آن‌هایی که استاد اجازه داده)، اشکالات را بگیرند. نه این که با حرف و توضیح، وقت خود و دوستمان را بگیریم!

۲) عملگرا باشید و از اشتباه کردن نترسید

راهکار دوم از ۱۰ راهکار پیشرفت در آیکیدو: عملگرا باشید و از اشتباه زدن نترسید

برخی مربیان معتقدند که اگر تکنیکی غلط در ذهنِ هنرجو جا افتاد دیگر تغییرش دشوار و به سختی جبران خواهد شد. البته درست است. بعضی هنرجویان اگر تکنیکی غلط در ذهنشان جا افتاد به سختی با تکنیک درست جبران خواهد شد. انگار آن‌ها روی همان یک تکنیک چنگ زده و دل کندن از آن برایشان سخت است! ولی اگر کمی ذهنیت خود را نسبت به این موضوع تغییر دهند این مشکل حل خواهد شد. چطور؟ دنیای علم (Science) دنیایی داینامیک و رو به رشد است. دانشمندان تجربی که پیرو آخرین دستاورد‌ها و نظریات علمی هستند؛ زمانی که با آزمون و خطای علمی به نظریات جدید و جایگزین برسند، همه آن‌ها، عقاید قدیمی را کنار می‌گذارند و کسی نمی‌گوید این تغییر عقیده به سختی جبران خواهد شد! بلکه از آن به عنوانِ بهبودِ مستمر و رشد (Progress) در علم یاد می‌کنند و علوم این‌گونه پیشرفت کرده‌اند. یادگیریِ آی‌کی‌دو مثل علوم تجربی، یک سیر مستمر و رو به رشد دارد. چون آی‌کی‌دو مهارتی‌ست که آن را با آزمون و خطای عملی می‌آموزیم. اگر تکنیکی به صورتی غلط جا افتاد، با افزایش رده و تجربه، اشتباهات اصلاح خواهند شد. اگر هنرجو باشیم، از اشتباه زدن نترسیم. با عملگرایی و تمرینِ مستمر، به دنبال بهبود مستمر باشیم. اگر مربی باشیم، باید فضای تمرینی برای هنرجویان ایجاد کنیم تا در یک فرایندِ آزمون و خطای عملی، مستمرا در حال بهبود مهارت‌های خود باشند.

 

۳) با تجربه‌های جدید خودتان را به چالش بکشید

راهکار سوم از ۱۰ راهکار پیشرفت در آیکیدو: با تجربه‌های جدید خودتان را به چالش بکشید

زمانی که تمرین جوجوتسو را تجربه می‌کردم سؤالی ذهنم را درگیر کرده بود: «یک کمربند قهوه‌ای جوجوتسوکا، با تکیه بر مهارتِ خودش از پس یک مبارزه رزمی برمی‌آید ولی یک قهوه‌ای آی‌کی‌دوکا (تا جایی که من دیدم) حتی نمی‌تواند تکنیک‌های خود را در مبارزه واقعی پیاده کند!… چرا؟!»

در رشته‌ی جودو و جوجوتسو دو بخش تمرین دارند:

بخش اول «یاک‌سوکو راندوری» است، که در آن تکنیک‌های پایه را بدون گلاویز با هم تمرین می‌کنند. (اوکه هماهنگ با توری می‌شود) (چیزی شبيه تمرینِ کیهون‌وازای خودمان در آی‌کی‌دوست.)

بخش دوم «راندوری» است که در آن به صورت جدی با هم گلاویز می‌شوند. در واقع این دو بخش مکمل یکدیگرند. یعنی در بخش اول، تکنیک‌های پایه را می‌آموزند و در بخش دوم (گلاویز جدی)، آموخته‌هایشان را  به چالش می‌کشند و مهارت‌هایشان را مستحکم‌تر می‌کنند.

فراوان این گفته را از دوستان جودوکا و جوجوتسوکا شنیده‌ام که: «تا مبارزه جدی در کار نباشد مهارت استحکام نمی‌یابد. شما در آی‌کی‌دو مبارزه جدی ندارید. چطور تکنیک‌هایتان را بر یک آدم قوی [جنگاور] پیاده می‌کنید؟» بوکس نیز همین‌طور است. علت این که بوکسورها در مبارزه کارآمد‌تر به نظر می‌آیند این است که آموخته‌هایشان را فورا در رینگ (مبارزه جدی) به چالش می‌کشند. همیشه این دغدغه در ذهنم بود که: «چرا آی‌کی‌دو در شرایط چالشی تمرین نمی‌شود؟» لحظه‌ای جرقه‌ای در ذهنم زده شد: «اگر آی‌کی‌دو در شرایط چالشی (مثل مبارزه واقعی) تمرین شود، چه اتفاقی می‌افتد؟ حتما مبارزان خبره پرورش می‌دهد ولی آیا همه سالم خواهند ماند؟!» آسیب‌های آی‌کی‌دو به مراتب خطرناک‌تر از آسیب‌های جودو، بوکس، کاراته، و سایر رشته‌هاست. چون آی‌کی‌دو مفاصل را هدف می‌گیرد و آسیب‌های مفصلی، آدمی را تا آخر عمر، مبتلا می‌کند. این جا شرایط جنگی نیست تا مثل آموزش‌های نظامی، تا ۲۰ درصد تلفات ایرادی نداشته باشد! تمرینی که باعث شود تا آخر عمر از ادامه‌ی رزمی و نعمتِ مفاصل سالم محروم شویم چه ارزشی دارد؟!

یک قاعده کلی هست:

هر چه شرایط تمرین چالشی‌تر و جدی‌تر باشد، مدت زمان رسیدن به کارآیی (در مهارت رزمی) کوتاه‌تر می‌شود و البته احتمال آسیب، افزایش می‌یابد. و برعکس، هر چه شرایط تمرین ملایم‌تر باشد، احتمال آسیب، کاهش می‌یابد ولی مدت زمانِ رسیدن به کارآیی، طــولانــی‌تر می‌شود. آی‌کی‌دو از الگوی دوم پیروی می‌کند. (چون احتمالِ آسیب در این رشته چند برابر رشته‌های دیگر است)

اگر آی‌کی‌دو را در شرایط واقعی تمرین کنیم نتایج آن در کارآیی، فوق‌العاده خواهد بود ولی به ریسکش نمی‌ارزد. آسیب‌هایش بسیار خطرناک است. و حال یک سؤال: چگونه می‌توان با کمترین احتمالِ آسیب، اقلا به یک کارآیی نسبی دست یافت؟

برای استحکامِ مهارت‌هایتان نیاز به تجربه‌های جدید دارید. هر یار تمرینی و هر استیل بدنی متفاوت، تجربه‌ای جدید برای استحکامِ مهارت‌هایتان می‌باشد. هر چه با استیل‌های بیشتر و متفاوت‌تری تمرین کنید (از قوی گرفته تا ضعیف، از چاق گرفته تا ترکه‌ای)، مهارتتان به یک استحکام نسبی خواهد رسید. حتما در آی‌کی‌دو دوستانی خواهید یافت که بعد از مدتی تمرینِ ثابت، به استیل بدنی آن‌ها عادت می‌کنید. نکته‌ی بسیار مهم در آی‌کی‌دو این است: مهارتِ «آی‌کی» میانة خوبی با عادت ندارد چون تکنیک‌های آی‌کی‌دو برای مهار هر حریفی با هر استیل بدنی است.

ولی با تمام این اوصاف، این حقیقت را نمی‌توان انکار کرد: تا در محیط‌های واقعی به چالش کشیده نشویم، به آن مهارت حقیقی آی‌کی‌دو نخواهیم رسید.  تمرینِ آی‌کی‌دو در شرایط واقعی ریسک پر خطری‌ست که هیچ مربی دلسوزی حاضر به قبول مسؤولیت آن نیست. حتی اگر دان ۲ به بالا هم باشید، زیاد از خودتان مطمئن نباشید. اگر می‌خواهید آی‌کی‌دوی حقیقی را بیاموزید (همان آی‌کی‌دویی که حریف مسلح را هم خلع سلاح می‌کند) خودتان را در شرایط چالشی بیندازید و با تجربه‌های جدید، مهارت‌هایتان را محک بزنید. مثلا ضرری ندارد با یک جوجوتسوکا (یا هر رزمیکار دیگری) هماوردی کنید. (این ایده را هرگز به هنرجویان زیر ردة مشکی توصیه نمی‌کنم، چون هنوز مهارتشان به استحکام لازم نرسیده است.)

 

۴) به یک روش تکنیک اکتفا نکنید، شبکه تکنیکی‌تان را توسعه دهید

راهکار چهارم از ۱۰ راهکار پیشرفت در آیکیدو: به یک روش تکنیک اکتفا نکنید، شبکه تکنیکی‌تان را توسعه دهید
ده راهکار پیشرفت در آی‌کی‌دو برای حرفه‌ای‌ها

به همراه دوستم مهمان باشگاهِ «الف» از سبکی دیگر شدم تا نزد استادش (که سال‌ها ژاپن آموزش دیده بود) چیزی بیاموزم. تمرینِ آن شب، برایم بسیار متفاوت بود. سبکی متفاوت با تکنیک‌‌های متفاوت، تجربه‌ای جدید بود. البته تکنیک‌های من هم برایشان تازگی داشت. با یک نفر تمرین می‌کردم، اصرار داشت مدل تکنیکی من غلط است! گفت: «این جوری نزن!…» سپس فن مد نظرش را زد و گفت: «این شکلی درسته!». از نظر او معیارِ صحیح یا غلط بودن این بود: مطابق کیهون وازایی باشد که از استادش آموخته، و چون تکنیک‌های من متفاوت با کیهونِ آن‌ها بود، فکر می‌کرد روشِ من غلط است! آن لحظه لبخندی به او زدم و بدون هیچ بحثی، روش مد نظرشان را آموختم و به شبکة تکنیک‌هایم افزودم. اگر زرنگ بود، افق دیدش را باز‌تر می‌کرد و از روش من هم می‌آموخت. ولی اکثرشان خودشان را محدود کرده بودند.

در فرصتی دیگر مهمانِ باشگاهِ «شین» شدم. (تمایل ندارم اسمشان را بیاورم). مربی‌اش جوان و فردی محترم اما سطح فنی باشگاه‌شان به استحکام لازم نرسیده بود. تکنیک‌های من و دوستم نیز برایشان تازگی داشت چون متفاوتِ با کیهون‌وازای سبک خودشان بود. به تکنیک‌ها و جیووازاهایشان دقت می‌کردم، آن قدر نقص داشت که به راحتی می‌شد به آن‌ها بدل زد. کاملا نمایشی می‌زدند. یکی به من گفت: «فنی که می‌زنی کیهون نیست، کاربردی و خیابانی می‌زنی.» گفتم: «منظورت اینه چیزی که شما می‌زنید غیر کاربردی و نمایشی‌ست؟!» گفت: «نه… ولی کیهون نمی‌زنید!» گفتم: «این ایریمی‌ناگه‌ای که زدم کیهون بود! از استادی دیگه [که مهمانشان بودم] یاد گرفتم. روش‌ها فرق می‌کنه» تعجب کرد! و سه شکل دیگر از ایریمی‌ناگه را نشانش دادم. خودش اذعان کرد: «راست می‌گی! روش‌ها فرق می‌کنه. باید همه‌شو یاد گرفت…»

فرق باشگاهِ «شین» با باشگاه «الف» این است که سطح فنی باشگاهِ «الف» به نسبت باشگاه «شین» بهتر بود چون از کسی آموزش می‌بینند که سال‌ها ژاپن زندگی می‌کرد و شباهت هر دو باشگاهِ «الف» و «شین» این است که در فنون کیهونِ خودشان، محدود مانده بودند.

 

بسیاری تصور می‌کنند کیهون وازا یعنی شکل ثابت و استاندارد تکنیک‌ها. درست است؛ ولی آیا کیهون وازا شکل ثابتی دارد تا آن را معیارِ صحیح یا غلط بودن تکنیک‌ها بدانیم؟! کیهون‌وازای کوبایاشی دوجو با کیهون‌وازای تیسیه (Tissier) دوجو با کیهون وازای یامادا سنسه شبیه هم هستند ولی یکی نیستند و همه آن‌ها درست هستند. پس معیار تکنیک صحیح چیست؟! به نظر من تکنیکی صحیح است که حریفِ رزمیکار (از هر رشته‌ای)، نتواند به راحتی بدل بزند نه این که چون خلاف کیهون وازای سبک خودمان باشد فرض کنیم غلط است!

آی‌کی‌دو رشته‌ای داینامیک است و اصولا تکنیک ثابت در برابر حریفی که وضعیتش ثابت نیست، جوابگو نخواهد بود. برای هنرجویان مبتدی لازم است تا کیهون‌وازا‌ها را به یک شکل ثابت بیاموزند تا فرم آی‌کی‌دو در بدنشان استوار شود اما با افزایش رده (خصوصا بعد از رده‌ی مشکی) نباید در همان شکل ثابت تکنیک‌ها محدود ماند. ایکیو اوموته (و هر فن دیگری) را می‌توان به چندین شکل مختلف زد. هر چقدر شکل‌های بیشتری از تکنیک‌ها را بیاموزیم، علاوه بر افزایش تجربه، موجبِ بهبود و استحکامِ تکنیک‌های قبلی خواهد شد. وقتی ایریمی‌ناگه‌هایمان استحکام ندارد، یادگیریِ شکل‌های مختلفِ ایرمی‌ناگه باعث استحکام همه آن‌ها می‌شود و حتی باعث بهبودِ تنچی‌ناگه‌هایمان می‌شود. هر چقدر شکل‌های مختلفی از کته‌گایشی‌ها را بیاموزیم، همه کته‌گایشی‌هایمان بهبود می‌یابند. با یادگیری فنون آواسه، استقرارمان استحکام می‌یابد. انگار هر فنی که می‌آموزیم مثل یک شبکه به هم پیوسته، بر همدیگر مؤثر می‌شوند. هر قسمتی را توسعه دهیم، قسمت‌های دیگر را هم استحکام می‌بخشند. این‌گونه مهارتمان افزایش خواهد یافت. برای همین سابقا گفته بودم عملگرا باشید، از اشتباه زدن نترسید و به دنبال بهبود مستمر باشید. یکی از راه‌های بهبود مستمر این است که شکل‌های مختلف تکنیک‌ها را بیاموزید و در ادامه توضیح خواهم داد، برای استحکام شبکة تکنیکی‌تان، در یک باشگاه محدود نمانید و از اساتید مختلف کسب تجربه کنید.

 

۵) حفظ ریتم تنفس در هنگام تمرین را ملکه خود قرار دهید

راهکار پنجم از ۱۰ راهکار پیشرفت در آیکیدو: حفظ ریتم تنفس در هنگام تمرین را ملکه خود قرار دهید

استاد گکو هما در کتاب خود (آی‌کی‌دو برای زندگی) آورده است که سه مورد مهم در تمرین بایستی هماهنگ با یکدیگر باشند: ذهن ، جسم و تنفس.گکو هما-ذهن و جسم و تنفس در آیکیدو

آی‌کی‌دو، مهارت است. مثل رانندگی. راننده‌های مبتدی تمرکزشان یکدست نیست. وقتی که می‌خواهند ماشین را حرکت دهند به پدال و دنده زیاد نگاه می‌اندازند. در این لحظه آن‌ها (خصوصا اگر راننده مرد باشد) قادر نیستند منظم صحبت کنند چون مهارتِ رانندگی در آن‌ها ملکه نشده است. ولی رانندگان با تجربه، با تمرکز کامل بر کلیت جاده (بدون نگاه به پدال و دنده) به راحتی حرکت می‌کنند و در این حین راحت از پس یک مکالمه‌ی تلفنی هم بر می‌آیند. آی‌کی‌دوکاران مبتدی نیز تمرکزشان یکدست نیست. آن‌ها وسط تکنیک، به جزء جزء بدن حریف (مثل دست و پا) نگاه می‌اندازند و در این لحظه قادر نیستند منظم، تنفس کنند. چون مهارتِ آی‌کی‌ در آن‌ها ملکه نشده است. ولی آی‌کی‌دو کاران با تجربه، با تمرکز کامل بر کلیت انرژی حریف (نه فقط بدن او) راحت تکنیک می‌زنند. ملکه و تسلط بر تکنیک‌هایشان را می‌توان در ریتم منظم تنفسشان مشاهده کرد.

حتی اگر مبتدی هستید سعی کنید ریتم تنفستان را در هنگامه تمرین منظم نگه داشته و این مورد را ملکه ذهنتان قرار بدهید. چرا که حفظ ریتم تنفس در شرایط سختِ تمرین، علاوه بر تقویت نیروی درون و رساندن اکسیژن بیشتر به مغز، خود نوعی تمرین برای تسلط بر تکنیک‌هاست. هنرجویی که جریان تنفسش در تمرین منظم نیست (یعنی قطع و وصل می‌شود) در واقع تسلط کاملی بر تکنیک‌ها ندارد. حفظ جریان تنفس شاید در ابتدا سخت باشد اما به مرور ملکه ذهنتان می‌شود و تسلطتان را بالا می‌برد.

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن