مقالات رزمی

ده راهکار پیشرفت در آی‌کی‌دو (۲)

۶) اصل هماهنگی در تمرین را در نظر داشته باشید

راهکار ششم از ۱۰ راهکار پیشرفت در آیکیدو: اصل هماهنگی در تمرین ار در نظر داشته باشید.

اوکه‌ی گردن‌کلفت، با سرعت به استادش حمله می‌کرد و با قدرت او را می‌گرفت. اما استاد خبره بود و او را پرتاب می‌کرد. هر حمله‌ی مقتدرانه به یک پرتاب هنرمندانه ختم می‌شد. یکی آن لحظه با صدای بلند گفت: «مـــاشـّــالا عجب اوکـه‌ی خوبی…» و  اوکه بیچاره با گردن به زمین خورد و تا پنج دقیقه از درد، سرش را گرفته بود. همه ترسیدیم نکند گردنش آسیب جدی دیده باشد! ولی خدا را شکر! سالم ماند.

شاید در آی‌کی‌دو در رده‌های پایین‌تر با اوکه هماهنگ می‌شویم تا او تکنیک را بیاموزد اما در رده‌های بالاتر، بیشتر برای خودمان هماهنگ می‌شویم. برای فرار از آسیب. در برابر یک آی‌کی‌دوکار حرفه‌ای هر چقدر با قدرت و استقامت بیشتری حمله کنیم، با یک نفوذِ غیر مترقبه، مقاومتمان را شکسته و از جایی ما را زمین می‌زند که فکرش را نمی‌کنیم. برای همین هنگامی که اوکة استادی حرفه‌ای می‌شویم و از ما می‌خواهد تا او را سفت و محکم بگیریم، معمولا با احتیاط این کار را انجام می‌دهیم و لحظه‌ی فن، فورا [از ترس جان] تسلیم شده و با فنِ او هماهنگ می‌شویم تا آسیب نبینیم. اما هماهنگی برای یادگیری یا فرار از آسیب تمام ماجرا نیست. آی‌کی‌دو یعنی روش هماهنگی با نیرو [انرژی کی] و این مورد در تمام روحِ تمرینات آی‌کی‌دو جاری‌ست. آی‌کی‌دو یعنی غلبه بر حریف اما نه با تصادم انرژی (زور تو زور!) بلکه با تصاحب انرژی حریف علیه خودش و این مهارتی فوق‌العاده‌ست. راه رسیدن به این مهارت همان تمرینات بر محوریت هماهنگی است. اگر دوست دارید این مهارت را محک بزنید یک معیار وجود دارد: هر چقدر مهارتِ «آی‌کی» افزایش یابد، اعمالِ زور کمتر می‌شود. آن‌هایی که در آی‌کی‌دو (یا هر دفاع‌شخصی دیگری) با زور بر حریف غلبه می‌کنند، فاقد این مهارت‌اند. در واقع آن‌ها نقص‌های تکنیکی‌شان را با زور جبران می‌کنند. هر چقدر مهارت افزایش یابد، نیازِ به اعمالِ زور (تصادم انرژی) کمتر می‌شود. آی‌کی‌دوکاران خبره، با نیروی حریف مقابله نمی‌کنند (تصادم انرژی)؛ بلکه با آن هماهنگ می‌شوند و بر او به صورتی تکنیکی غلبه می‌کنند. پس با در نظر داشتن نکته‌های فوق، اصل هماهنگی در تمرین را در نظر داشته باشید و تمرینات را ادامه دهید تا ان‌شاءالله در آینده با بهبود مستمر به آن مهارت فوق‌العاده برسید.

 

۷) مهارتِ بداهه زنی را در خود تقویت کنید

راهکار هفتم از ۱۰ راهکار پیشرفت در آیکیدو: مهارت بداهه زدن را در خود تقویت کنید
ده راهکار پیشرفت در آیکیدو

در هنگام جیووازا، او به حریف (اوکه) فرمان می‌دهد: «شومن بزن!»؛ و از قبل برای خودش مشخص کرده بود که بعد از فرودِ اولین شومن اوچی، شیهوناگه بزند، دومی ایریمی‌ناگه، سومی کوکیوناگه… سپس دستش را برای حریف دراز می‌کند و فرمان می‌دهد: «کاتاته دُری بگیر!» و باز حرکات نمایشیِ از قبل مشخص شده!

این تمرینِ فرمایشی با اجرای نمایشی، وضعیتِ ثابتِ برخی از ما آی‌کی‌دوکاران در جیووازا و سایر تمرینات آی‌کی‌دو است! چون نمی‌دانیم فلسفه‌ی این تمرینات چیست! به یاد دارم یکی از دوستانم اصرار داشت که آی‌کی‌دو را باید زیبا اجرا کرد. وی که تحت تأثیر آموخته‌های استادش بود می‌گفت: «‌آی‌کی‌دو یعنی هنری زیبا». البته این برداشت شخصی اوست و نظرش قابل احترام! برخی علاقه دارند مثل تئاتر، آی‌کی‌دو را نمایش دهند. روی سخن ما با این «بازیگران آی‌کی‌دو» نیست. با کسانی است که می‌خواهند «رزمیکار» باشند. آن‌هایی که می‌دانند میدان مبارزه فقط عرصه هنرنمایی و اجرای زیبا نیست و آی‌کی‌دو غیر از «هنر» بُعد دیگری به نامِ «رزمی» دارد. بُعد هنریِ این رشته در رزمی بودن آن تعریف می‌شود به بیانی دیگر هنری بودن آی‌کی‌دو در کنترلِ مهاجم آن هم بدونِ آسیب رسانی است نه در بازیگری و نمایش زیبای تکنیک‌ها آن هم بر اوکه‌ی منعطف و هماهنگ!

آی‌کی‌دو برای رزمِ در نبرد‌های حقیقی مهندسی شده است نه برای اجرای نمایش! همه می‌دانیم در نبرد‌های حقیقی، حریف هیچ‌گاه به میل ما عمل نمی‌کند و هیچ‌گاه قصدش را اعلام نمی‌کند که مثلا: «مشتم را داشته باش! دستت رو بده ببینم! این لگد رو بگیر که اومد…!!!» او بدون هیچ اعلانی حمله می‌کند. حتی شاید سلاح هم بکشد. آیا خجالت آور نیست یک آی‌کی‌دو کار نتواند حریف مسلح را خلع سلاح کند؟! در این وضعیتِ پر تنش، فکر جوابگو نیست تا مثلا ببینیم شیهوناگه بزنیم یا گوکیو! تنها کسانی پیروز این میدان خواهند بود که فی البداهه تکنیک بزنند. یعنی آن قدر مهارت در ذهنشان ملکه شده است که بدون فکر با حمله‌ی حریف هماهنگ و او را خلع سلاح می‌کنند. «بداهه زنی» یک مهارت است و کسانی که فرمایشی و نمایشی تمرین می‌کنند به این مهارت نمی‌رسند! تمریناتی مثل جیووازا، هنکا و اویو وازا و… در راستای افزایش مهارتِ بداهه زنی و ملکه شدنِ تکنیک‌ها در ماست. شاید برای هنرجویانِ مبتدی که تسلط کافی بر تکنیک‌ها ندارند، لازم باشد تا فرمایشی و نمایشی جیووازا بزنند اما با افزایش رده باید از این مرحله عبور کرد و به آن مهارتی رسید که فی البداهه تکنیک زد.

آن‌هایی که فرمایشی و نمایشی تمرین می‌کنند (یعنی آی‌کی‌دو را بازیگری می‌کنند) هیچ‌گاه از پس شرایط واقعی بر نمی‌آیند. تنها کسانی که مهارتِ «بداهه‌زنی» را در خود تقویت کرده‌اند، قادرند حریف را غافلگیر و بر او غلبه کنند.

 

۸) مهارتِ پاتک‌زدن را در خود تقویت کنید

راهکار هشتم از ۱۰ راهکار پیشرفت در آیکیدو: مهارت پاتک زدن را در خود تقویت کنید

یکی از دوستان به من می‌گفت: «انگار تکنیک‌های آی‌کی‌دو تو شرایط واقعی جوابگو نیست!» گفتم: «چطور؟» گفت: «یکی یقه منو بگیره، اگه مقاومت کنه نمی‌تونم بهش تکنیکی بزنم!» گفتم: «دلیلش اینه که می‌فهمه چیکار می‌خوای بکنی! معلومه وقتی بفهمه اجازه نمی‌ده! مقاومت می‌کنه!» گفت: «پس باید چیکارش کنم؟» گفتم: «نباید بذاری بفهمه چیکار می‌خوای بکنی. باید غافلگیر بشه. باید از جایی بهش پاتک بزنی که فکرش هم نکنه».

می‌گویند: «آی‌کی‌دو رشته‌ای دفاعی است.» این هم دیدگاهی‌ست! وقتی که حریف به ما حمله می‌کند، ما با تای‌ساباکی و تکنیک در واقع به او ضد حمله می‌زنیم. پس آی‌کی‌دو هجومی نیز هست با این تفاوت که ما هیچ‌وقت آغاز کننده حمله نیستیم. بلکه با ضد حمله، حریف را وادار به تسلیم می‌کنیم. به بیانی دیگر، آی‌کی‌دوکاران حرفه‌ای، متخصصان پاتک‌زنی هستند. یعنی بعد از خنثی کردنِ حمله‌ی حریف، از جایی به او فن می‌زنند که فکرش را هم نمی‌کند. این یکی از مهارت‌های مهمِ روشِ «آی‌کی»ست. قصد و حرکتِ یک آی‌کی‌دوکا نباید در مخیله‌ی حریف بگنجد بلکه او جلو‌تر از مخیله حریف، نسبت به وضعیت حملة او پاتکِ مناسب را فی البداهه بروز می‌دهد. هدفتان این باشد که علاوه بر مهارتِ «بداهه زدن»، مهارتِ «پاتک زدن» و «غافلگیری» را در خودتان تقویت کنید.

 

۹) در رده‌های بالاتر، سفر‌های رزمی را آغاز کنید

راهکار نهم از ۱۰ راهکار پیشرفت در آیکیدو: در رده‌های بالاتر، سفرهای رزمی را آغاز کنید

فرهنگ سفرهای رزمییک سنتی در هنرهای رزمی مشرق زمین (در زمان‌های گذشته) بود؛ وقتی شاگرد به سطحی از پختگی در مهارت می‌رسید، به توصیه استادش، برای تکمیل مهارت‌هایش به سرزمین‌ها و دوجو‌های مختلف سفر می‌کرد و با کسبِ تجربه‌های متفاوت، و آشنایی با افراد و اساتیدِ جدید، مهارتش مستحکم‌تر می‌شد. بعد از سال‌ها، او با کوله‌باری از تجربه، در یک جا مستقر می‌شد و آموخته‌ها و راهِ اساتیدش را در اختیار نسل‌های آینده می‌گذاشت. ما در دنیای مدرن زندگی می‌کنیم و شاید تصور شود در این زندگی پرهیاهوی غرقِ در تکنولوژی، فرصتِ «سفر‌های رزمی» پیش نیاید و برخی بگویند، این داستان‌های گذشته است و در دنیای ما کارآیی ندارد! و من می‌گویم «خیر!». «سفر‌های رزمی» امروزه هم کاربرد دارد.

 

دو نفر درآی‌کی‌دو را می‌شناسم، هر دو مربی و هر دو در یک رده دان هستند ولی مهارتشان در یک سطح نیست. اولی فقط در یک باشگاه آموزش دید و (پیش از سی‌سالگی) فورا قدم در مربیگری گذاشت. دومی به باشگاه‌های مختلف سفر کرده و از محضر اساتید بیشتری بهره برد، به همین خاطر، خــیــلــی دیــر به آموزش روی آورد. اما… مهارتِ جوان اولی اصلا قابل قیاس با دومی نیست. جوانِ اول ضعف‌هایش بر هر آی‌کی‌دوکار خبره‌ای، عیان است. ولی جوانِ دومی، فوق‌العاده حرفه‌ای. وقتی با او تمرین می‌کنم، با یک جابه‌جایی و تکان، من را پرت می‌کند و به زیبایی انرژی‌اش را احساس می‌کنم. سفر‌های رزمی و تجربه‌ی باشگاه‌های مختلف، افق‌های جدیدی را برایمان باز می‌کند. اگر بخواهیم پیشرفت کنیم، باید با افراد بیشتر تمرین کرده و از محضر اساتید بیشتری تلمذ کنیم. پس اگر به رده‌های بالاتر رسیدید، فراوان مهمان باشگاه‌های دیگر شوید. داستانی که برایتان نقل می‌کنم واقعی‌ست و کاربرد «سفرهای رزمی» را نشان می‌دهد:

رفته رفته رده‌اش بالا‌تر می‌رفت و به درکی نسبی از تکنیک‌های آی‌کی‌دو رسیده بود. تقریبا به هنرجویان و روش استاد خودش عادت کرده بود اما می‌دانست که عادت یعنی سکون، یعنی عدم پیشرفت. می‌دانست که برای پیشرفت باید پرده‌ی عادت را درید و خود را داخل تجربه‌های جدید و چالش برانگیز انداخت. برای همین تصمیم گرفت به باشگاه‌های دیگر سفر کند. وارد باشگاهِ «الف» شد. استادی جدید، هنرجویانی متفاوت، شیوه‌های تمرینی و تکنیکی متفاوت و خلاصه محیطِ متفاوت، مهارت‌هایش را به چالش کشید. او با آموختنِ تکنیک‌های متفاوت و تمرین با استیل‌های بدنی جدید، شبکة تکنیکی‌اش را مستحکم‌تر می‌کرد و مهارتش را یواش یواش ارتقا می‌داد؛ و پس از چندین ماه تمرین، دوستان جدیدی یافته بود و احساس کرد ذره ذره در حال عادت کردن به باشگاه «الف» بود برای همین تصمیم گرفت این‌جا را نیز وداع گوید. وارد باشگاه «باء» شد. این جا نیز محیطش جدید بود اما مهارتش به نسبت قبل، مستحکم‌تر شده بود. حضورش در باشگاه جدید هم برای خودش متفاوت بود و هم برای هنرجویان باشگاهِ «باء». وی علاوه بر یادگیری شیوه‌های استادِ «باء»، در حین تمرین، شیوه‌ها و تجربه‌های پیشین خودش را در اختیار هنرجویان می‌گذاشت یعنی تکنیک‌های خودش را هم به آن‌ها نشان می‌داد و می‌آموخت. (راهکار دهم که در ادامه خواهد آمد). پس از مدتی باشگاه «باء» را نیز وداع گفت و وارد باشگاهِ «جیم» شد. اما با کوله‌باری از تجربه باشگاه‌های «الف» و «باء»! سپس باشگاه «دال» و سایر باشگاه‌ها را نیز تجربه کرد. با ورود به هر باشگاه جدید، علاوه بر یادگیریِ مهارت‌های جدید، کوله‌بارِ تجربه‌هایش را در اختیار هنرجویان آن باشگاه می‌گذاشت. همین آموزش دادن‌ها به او تجربه‌های بیشتری می‌آموخت (ما در راهکار دهم مفصلا به این موضوع پرداخته‌ایم) مهارتش آن‌قدر مستحکم شده بود که این اواخر میان هنرجویانِ هر باشگاه، شاخص می‌شد تا جایی که مربی هر باشگاه به او وقتی اختصاص می‌داد تا آموزش دهد. زیرا مهارتش در سطحی حرفه‌ای رسیده بود.

 

۱۰) در رده‌های بالاتر آی‌کی‌دو را آموزش بدهید

راهکار دهم از ۱۰ راهکار پیشرفت در آیکیدو: در رده‌های بالاتر، آیکیدو را آموزش بدهید
ده راهکار پیشرفت در هنر رزمی آیکیدو

هنرجوی ارشدی که بر اثر ممارستِ بسیار به درک کافی از تکنیک‌های آی‌کی‌دو رسیده، لازم است (تحت اجازه استاد) تجربه‌هایش را در اختیار سایر هنرجویان بگذارد تا ضمن کمک‌رسانی به استاد در آموزش و استفاده سایر هنرجویان، خود او نیز به تجربه‌های جدیدتری نائل شود، چرا که تعلیم (آموزش دادن) خود یکی از مراحل پیشرفته تعلّم (یادگیری) است و ما را با زوایای عمیق‌تری از تکنیک‌ها آشنا می‌کند. این‌که منِ نوعی، تکنیک‌ها را بدانم کافی نیست. باید بتوانم آن را به دیگران انتقال بدهم، طوری که راحت آن را درک کنند و مهارتشان افزایش یابد. تعلیم و آموزش بیش از پیشرفت سایرین، بیشتر موجبِ پیشرفت خود ماست از این‌جهت که با زوایای عمیقی از اصول تکینک‌ها آشنا خواهیم شد که تا پیش از آن بدان واقف نبوده‌ایم. اما آن‌قدر‌ها هم ساده نیست. انتقال تجربه به دیگران هنری است که لازمه آن شناخت مخاطب، مهارت‌های ارتباطی، فن بیان مناسب، بلاغت و رسایی کلام و اصولی از تعلیم و تربیت است. به خاطر دارم یکی از ارشد‌ها تکنیک‌ها را به شاگردانش مفصلا شرح می‌داد و دقیقه به دقیقه آن‌ها را بررسی می‌کرد و مدام ایراد‌های جزئیشان را تذکر می‌داد. مشکلش این بود که زیادی توضیح می‌داد و بیشتر هنرجویانش را خسته و سردرگم و وقت آن‌ها را تلف می‌کرد. هنرِ تعلیم، به توضیح مفصل و چکاپ دقیقه به دقیقه نیست. معلمِ خوب آن است که کاری کند هنرجو خودش راهش را پیدا کند. آن هم نه با زیاده گویی. گاهی یک جمله، یک حرف و گاهی یک عملکرد ساده برای انتقال تجربه برای شاگردان کافی است.

تعلیم (آموزش) به قدری کارآیی دارد که حتی هنر‌جویان مبتدی نیز با عمل به این شیوه پیشرفت می‌کنند ولی ما هرگز این مورد را به آن‌ها توصیه نمی‌کنیم. چون هنوز درک کاملی از تکنیک‌ها ندارند و نمی‌توانند اصول درست را انتقال بدهند. آن‌ها با تعلیم پیشرفت خواهند کرد اما یار تمرینی‌شان را سردرگم و وقت او را ضایع می‌کنند. پس بهتر است نقص‌های تکینکی‌شان را با استاد و ارشد‌های کلاس درمیان بگذارند و رفته رفته مهارت‌هایشان را ارتقا بدهند و اگر این روال را ادامه بدهند، حتما روزی خواهد رسید که دیگران نیاز به آموزش آن‌ها داشته باشند.

«سفرهای رزمی» یا «آموزش»؟ کدام مقدم است؟

روزی به هدفِ ایجادِ تمرین مشترک (که برکات فراوانی دارد) استاژی فنی تدارک دیدیم. قرار شد یکی از دوستان (که استادی مطرح و آی‌کی‌دوکاری حرفه‌ایست) آموزش فنونِ کاربردی را بر عهده بگیرد. بسیاری از اساتید وعده دادند که در استاژ به همراه شاگردانشان حضور یابند. آن‌قدر وعده شنیدیم که من نگران شدم سالنی که اجاره کردیم کوچک نباشد! روز موعود فرا رسید و به جز دوستانِ مخلص و یک مربی، کسی نیامد! آن مربی عزیز هم از همان ابتدا، زیاد دل به نرمش‌ها و تمرینات نداد و آخر سر گوشه‌ای نشست و نظاره گر تمرین ما شد. من نمی‌توانم او را قضاوت کنم ولی به نظرم می‌آمد اگر با ما داخل تمرین می‌شد به نفعش بود. چون مهارت دوستم (که آموزش را بر عهده داشت) بسیار مستحکم‌تر و روش او متفاوت با روش‌های دیگر بود. او از کسانی است که پیش از مربیگری «سفرهای رزمی» را کهنه کرده بود و آن مربی می‌توانست از تجربه‌هایش بیاموزد اما… علاوه بر این، عدم حضور مربیان دیگر ما را به این نتیجه رساند که هر کسی حاضر نمی‌شود در استاژ مربی دیگری هم سطح خودش حاضر شود و از او آموزش ببیند. به نظر آمد عنوان مربی و معلمی چقدر آدمی را سنگین می‌کند. معدود مربیانی هستند که بعد از دستیابی به مدارک دان و مربیگری، فورا تدریس را شروع می‌کنند در حالی که مهارتشان هنوز به استحکام لازم نرسیده است. نمی‌گویم کارشان نادرست بوده اما نیاز دارند کنار تدریس مهارتشان را استحکام ببخشند. سفرهای رزمی یکی از لوازمِ استحکام مهارت است. آن‌هایی که مهارتشان متسحکم نشده چطور می‌خواهند مربیگری را ادامه دهند؟ هنوز فراموش نمی‌کنم روزی که یکی از شاگردانِ پرتوقع، دست استادش را سفت گرفت و جلو همه گفت: «این جوری چجوری تکنیک می‌زنید؟» و استاد نتوانست به او فن یا بدلی بزند! جلو همه خندید و گفت: «خییلی سفت گرفته! نمی‌شه بهش تکنیک زد!» همه خندیدند. من عصبانی شدم و به آن شاگرد اخم کردم تا خودش را کنترل کند و احترام استاد را نگه دارد. تا چشم شاگرد به من افتاد دست برداشت اما استاد که فکر می‌کرد هنوز سفت گرفته شده بود، با تمام زور او را ناجور زمین زد. این اتفاقِ ناخوشایندی است که هیچ وقت آرزو نمی‌کنم برای استادی بیفتد ولی اگر بیفتد و همه شاگردان به ناتوانی استادشان پی ببرند بسیار خجالت آور است.

سخن پایانی

تمامی راهکارهایی که مطالعه کردید پیش از این که تبدیل به مقاله شوند، نویسنده به همه آن‌ها عمل کرده‌ و می‌کند و از آن‌ها نتیجه گرفته است. شما هم می‌توانید ایده‌ها و راهکارهای آن را برای شرایط خودتان بومی‌سازی کنید و خوش‌حال می‌شوم نظرات سازنده خود را با من در میان بگذارید.

پیش‌نویس این مقاله حدودا دو سال در لب‌تابم مانده بود و اگر حمایت‌ها و تشویق‌های جناب شیهان عباس ناصری نبود شاید هیچ وقت منتشر نمی‌شد. وظیفه‌ی خود می‌دانم همین جا از ایشان تشکر کنم.

امیدوارم همه ما به هر شکلی برای رشد جامعه آی‌کی‌دو، دستاورد‌های فکری و عملی خودمان را برای همدیگر تقدیم کنیم و این به صورت یک فرهنگ لازم، تبدیل شود.

آری‌گاتوگُزای‌ماس

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن