نویسنده: مهدی سلیمی

در رده‌های بالاتر، «سفرهای رزمی» را آغاز کنید

راهکار نهم پیشرفت در آیکیدو

یک سنتی در هنرهای رزمی مشرق زمین (در زمان‌های گذشته) بود؛ وقتی شاگرد به سطحی از پختگی در مهارت می‌رسید، به توصیه استادش، برای تکمیل مهارت‌هایش به سرزمین‌ها و دوجو‌های مختلف سفر می‌کرد و با کسبِ تجربه‌های متفاوت، و آشنایی با افراد و اساتیدِ جدید، مهارتش مستحکم‌تر می‌شد. بعد از سال‌ها، او با کوله‌باری از تجربه، در یک جا مستقر می‌شد و آموخته‌ها و راهِ اساتیدش را در اختیار نسل‌های آینده می‌گذاشت. ما در دنیای مدرن زندگی می‌کنیم و شاید تصور شود در این زندگی پرهیاهوی امروزی، فرصتِ «سفر‌های رزمی» پیش نیاید و برخی بگویند، این داستان‌های گذشته است و در دنیای ما کارآیی ندارد! و من می‌گویم «خیر!». «سفر‌های رزمی» امروزه هم کاربرد دارد.

فرهنگ سفرهای رزمی

رفته رفته رده‌اش بالا‌تر می‌رفت و به درکی نسبی از تکنیک‌های آی‌کی‌دو رسیده بود. تقریبا به هنرجویان و روش استاد خودش عادت کرده بود اما می‌دانست که عادت یعنی سکون، یعنی عدم پیشرفت. می‌دانست که برای پیشرفت باید پرده‌ی عادت را درید و خود را داخل تجربه‌های جدید و چالش برانگیز انداخت. برای همین تصمیم گرفت به باشگاه‌های دیگر سفر کند. وارد باشگاهِ «الف» شد. استادی جدید، هنرجویانی متفاوت، شیوه‌های تمرینی و تکنیکی متفاوت و خلاصه محیطِ متفاوت، مهارت‌هایش را به چالش کشید. او با آموختنِ تکنیک‌های متفاوت و تمرین با استیل‌های بدنی جدید، شبکه تکنیکی‌اش را مستحکم‌تر می‌کرد و مهارتش را یواش یواش ارتقا می‌داد. پس از چندین ماه تمرین، دوستان جدیدی یافته بود و احساس کرد ذره ذره در حال عادت کردن به باشگاه «الف» بود برای همین تصمیم گرفت این‌جا را نیز وداع گوید. وارد باشگاه «باء» شد. این جا نیز محیطش جدید بود اما مهارتش به نسبت قبل، مستحکم‌تر شده بود. حضورش در باشگاه جدید هم برای خودش متفاوت بود و هم برای هنرجویان باشگاهِ «باء». وی علاوه بر یادگیری شیوه‌های استادِ «باء»، در حین تمرین، شیوه‌ها و تجربه‌های پیشین خودش را در اختیار هنرجویان می‌گذاشت یعنی تکنیک‌های خودش را هم به آن‌ها می‌آموخت. (راهکار دهم که در ادامه خواهد آمد). پس از مدتی باشگاه «باء» را نیز وداع گفت و وارد باشگاهِ «جیم» شد. این‌جا هم شیوه‌هایی جدید و متفاوت داشت، اما این‌بار کوله‌باری از تجربه‌های باشگاه‌های «الف» و «باء» را داشت! پس از آن باشگاه «دال» و چند باشگاه دیگر را نیز تجربه کرد. با ورود به هر باشگاه جدید، علاوه بر یادگیریِ مهارت‌های جدید، کوله‌بارِ تجربه‌هایش را در اختیار هنرجویان آن باشگاه می‌گذاشت. همین آموزش دادن‌ها به او تجربه‌های بیشتری می‌آموخت (ما در راهکار دهم  به این موضوع پرداخته‌ایم) مهارتش آن‌قدر مستحکم شده بود که این اواخر میان هنرجویانِ هر باشگاه، شاخص می‌شد تا جایی که مربی هر باشگاه به او وقتی اختصاص می‌داد تا آموزش دهد. زیرا مهارتش در سطحی حرفه‌ای رسیده بود. او دیگر یک استاد شده بود.

دو نفر درآی‌کی‌دو را می‌شناسم، هر دو مربی و هر دو در یک رده دان هستند ولی مهارتشان در یک سطح نیست. اولی فقط در یک باشگاه آموزش دید و (پیش از سی‌سالگی) فورا قدم در مربیگری گذاشت. دومی به باشگاه‌های مختلف سفر کرده و از محضر اساتید بیشتری بهره برد، به همین خاطر، خــــــیـــــــلــی دیــــــر به آموزش روی آورد. اما... مهارتِ جوان اولی اصلا قابل قیاس با دومی نیست. جوانِ اول ضعف‌هایش بر هر آی‌کی‌دوکار خبره‌ای، عیان است. ولی جوانِ دومی، فوق‌العاده حرفه‌ای. وقتی با او تمرین می‌کنم، با یک جابه‌جایی و تکان، من را پرت می‌کند و به زیبایی انرژی‌اش را احساس می‌کنم. سفر‌های رزمی و تجربه‌ی باشگاه‌های مختلف، افق‌های جدیدی را برایمان باز می‌کند. اگر بخواهیم پیشرفت کنیم، باید با افراد بیشتر تمرین کرده و از محضر اساتید بیشتری تلمذ کنیم. پس اگر به رده‌های بالاتر رسیدید، فراوان مهمان باشگاه‌های دیگر شوید.

راهکار دهم:

راهکار دهم پیشرفت در هنر رزمی آی‌کی‌دو