این مقاله را تقدیم می‌کنم به نخبگان آی‌کی‌دو و اساتید روشن‌فکر. آن‌هایی که برای تحول آی‌کی‌دو دغدغه دارند.

مهدی سلیمی

هنر صلح در یک معنا، فرهنگِ هماهنگی با نظم جهان خلقت است. آن‌هایی که به دنبال منیت و خود محوری‌اند، در ضدیت با این نظم هارمونیک هستند. جامعه‌ی آی‌کی‌دو زمانی شکوفا خواهد شد که در راستای این فرهنگِ هماهنگی حرکت کند؛ زمانی که همه پشت هم و به فکر رشد همدیگر باشیم. جامعه‌ای که به سبب اختلافات بی‌ارزش، مثل قبایل پراکنده از هم هستند، پیشرفت نخواهند کرد. کسانی که در هنر صلح ممارست می‌کنند، شایسته نیست که ضد همدیگر باشند! برای گسترش هنرِ صلح ما بایستی از درون آغاز و جامعه‌مان را اصلاح کنیم و آی‌کی‌دو ایران را به عنوان یک قطبِ الگو در جهان مطرح کنیم. ما باید در فرهنگ حاکم بر جامعه‌ی خودمان تأمل و آن را آسیب شناسی کنیم. هیچ جامعه‌ای با فرهنگ انحطاط (مثل کاسب مآبی، خود برتر بینی، بی‌اخلاقی) شکوفا نخواهد شد. شکوفایی آی‌کی‌دوی ایران (یا هر جامعه رزمی دیگری) در تحولِ فرهنگ آن است. و تحولِ فرهنگ بدون شناخت آن میسیر نیست. فرهنگ چیست؟ چه نسبتی با اخلاق دارد؟ چگونه از فرهنگ مخرّب که نتیجه‌ای جز انحطاط ندارد، به فرهنگ سازنده ارتقا یابیم؟ چطور می‌توان جامعه را به بلوغ فکری و فرهنگی رساند؟ مقاله‌ی «فرهنگ‌شناسی آی‌کی‌دو» مدخلی به این موضوعات مهم می‌باشد که به شما بینشی متفاوت نسبت به جامعه‌ی آی‌کی‌دو خواهد داد.

قطب‌های آی‌کی‌دو

همه می‌دانیم، شرقی‌ترین منطقه‌ی آسیا یعنی ژاپن مهد آی‌کی‌دوی جهان است. اما درست، آن‌طرف دنیا، در غرب اروپا  قطبی را می‌بینیم که خروجی‌های قوی و تکنیکی بیرون داده است. من تا به حال ندیدم کسی از استایل تکنیکی شیهان کریستین تیسیه (Christian Tissier) تعریف بدی بکند! زیبایی و کاربردی بودن تکنیک‌های این استادِ فرانسوی، انکار ناپذیر است اما فقط خود او نیست که به عنوان یک الگوی فنی مطرح باشد. انگار شیهان تیسیه خودش را متکثر کرده و اکنون کریستین تیسیه‌های متعددی می‌بینیم. منظورم شاگردان اوست که هرکدام برای خود ‌الگویی فنی هستند. برونو گنزالس (Bruno Gonzalez)، پاسکال گیِما (Pascal Guillemin)، مارک باچراتی (Marc Bachraty) و... کافی است نام آن‌ها را در فضای مجازی جست و جو و ویدیو‌های آن‌ها را مشاهده کرد و برایمان ملموس شود، جامعه‌ی آی‌کی‌دوی فرانسه چه تصویرِ فنیِ زیبایی از خود برای جهان ترسیم کرده است.

 

ولی سؤال اساسی این‌جاست: دیگران درباره‌ی ما (آی‌کی‌دو ایران) چه تصور و قضاوت‌هایی دارند؟ چرا ما تصویری زیبا از آی‌کی‌دوی ایران، برای جهان ارائه ندهیم؟ چرا ما، یعنی جامعه‌ی آی‌کی‌دوی ایران، برای آی‌کی‌دوی جهان الگویی مثبت نباشیم؟

تعامل با آی‌کی‌دو جهان

شاید برای برخی این سؤال پیش بیاید که چرا به این موضوعات اهمیت بدهیم؟!

در پاسخ می‌گویم: واضح است که اگر هر جامعه‌ای درون مرز‌های خودش محدود شود، هیچ وقت پیشرفت نخواهد کرد! هر موقع استادی از ژاپن به ایران دعوت شد، شاهد بودیم که چه موجی از تغییراتِ کیفی در تمریناتِ باشگاه‌ها گسترش یافت. و یا هنگامی که تعدادی از اساتیدِ ایران از سفر ژاپن بازگشتند، چه سوغات فنی-تکنیکی برای باشگاه‌های آی‌کی‌دو خودمان هدیه آوردند! تعامل با جهان، هم فرصتی برای ارتقای کیفی‌ست و هم فرصتی برای صدورِ دین، اندیشه و فرهنگ ماست. اما این که جهان حاضر باشد با جامعه‌ی آی‌کی‌دو ما تعامل کند یا نکند، بستگی به تصویری است که ما از خودمان برای جهانیان ترسیم می‌کنیم.

ما چه تصویری از جامعه‌ی آی‌کی‌دو ایران برای جهانیان ترسیم کرده‌ایم؟ این که: «ایرانی‌ها آی‌کی‌دو کارانی تکنیکی و اخلاق‌مدار هستند» یا نه! «آن‌ها کسانی هستند که نه از نظر فنی حرفی برای گفتن دارند و نه از نظر اخلاقی! چون بین‌شان اختلاف و کشمکش هست». اگر ما تصویر منفی از خودمان به جا گذاشته باشیم، آن‌گاه جای تعجب نخواهد بود اساتید خارجی دعوت ما را رد کنند. (و متأسفانه این اتفاق افتاده.)

 

 

شکوفایی فرهنگ و پیشرفت جامعه‌ی آی‌کی‌دو

فرهنگ در آی‌کی‌دو

برای داوری در باره آی‌کی‌دو کشوری باید دید که:

      • آیا جامعه‌ی آی‌کی‌دوی آن‌ها متحد است یا متشتت و متفرق؟
      • آیا آن‌ها بین خودشان تعامل سازنده دارند یا هرکدام‌ از آن‌ها، مثل قبایل پراکنده از هم هستند؟
      • آیا در صدد جاه‌طلبی و استثمار از شاگردان هستند یا شکوفایی و پیشرفت آن‌ها را می‌خواهند؟
      • آیا دوجوهای آن‌ها خروجی‌های اخلاق مدار و تکنیکی دارد یا خیر؟
      • و در نگاهی کل، آیا آن‌ها الگوی اخلاقی و فنی برای دیگران هستند یا نه!

کلیدِ تمامی این مسائل یک کلمه است: «فرهنگ». (کلمه‌ای آشنا اما کاملا مبهم برای همه‌ی ما! چون اجمالا می‌دانیم فرهنگ چیز خوبیست اما آن را جدی نمی‌گیریم یا برایمان اولویت ندارد!) پس اجازه دهید منظورمان از فرهنگ را توضیح دهم:

مجموعه رفتار‌ها و بینش‌های ما فرهنگ ما را شکل می‌دهد. یعنی:

      • کیفیت کلاس‌داری، مربی‌گری و تمرینات ما،
      • نحوه تعامل اساتید و شاگردان با یکدیگر،
      • این که هنرجویان در کلاس بیشتر وقتشان را با تمرین، غنیمت می‌شمارند یا با حرف زدن تلف می‌کنند!؟ و...

همه این‌ها فرهنگ را شکل می‌دهند. بنابراین فرهنگ مهم‌ترین جنبه‌ی هر جامعه‌ایست و شکوفایی جامعه‌ی آی‌کی‌دو، به پیشرفت فرهنگ آن متکی‌ست. پس اول بیایید فرهنگ را دقیق‌تر بشناسیم.

 

فرهنگ‌شناسی (Culturology of Aikido)

استادی را می‌شناسم که باور دارد آی‌کی‌دو یعنی کاربرد در رزم!... وی ضمنِ تأکید بر خوش‌استایلی، روی خوشی به فنون نمایشی نشان نمی‌دهد. شاگردان او آی‌کی‌دوکارانی ورزیده هستند. استاد دیگری را می‌شناسم که باور دارد آی‌کی‌دو یعنی زیبایی!... و نمایش را جزئی مهم از این هنر رزمی می‌بیند. و شاگردانی که زیر نظر او آموزش می‌بینند، در نمایش‌ها، تکنیک‌ها را فقط زیبا اجرا می‌کنند. به بیان دیگر در «هنر رزمی آی‌کی‌دو»، استادِ اول به جنبه رزمیِ آن تأکید بیشتری دارد و استادِ دوم به جنبه‌ هنریِ آن.

باور یک استاد (یا هنرجو) همان بینش اوست که به رفتار‌های او جهت می‌دهد. دو بینش متفاوت، موجبِ دو رفتار متفاوت - یعنی تمرینات متفاوت (کاربردی یا نمایشی) - می‌شود و هر کدام موجبِ دو نتیجه‌ی متفاوت می‌شوند. (یعنی شاگردان با مهارت فنی متفاوت)

فرهنگ، همان مجموعه رفتار‌های ماست که ریشه در بینش‌های ما دارد. برای شناختِ بهترِ «فرهنگ» باید در بینش دقیق‌تر شد چون بینش منشأ رفتار‌ها و عملکرد‌های ماست. به عنوان مثال:

      • استادی که شاگردانش را به چشم فرزندانی می‌بیند که بایستی شکوفا شوند و مربی‌ای که شاگردانش را به چشم مشتریانی می‌بیند که هر چه بتواند آن‌ها را تیغ می‌زند! هر دو بینش‌هایی متفاوتند که منجر به رفتار‌های متفاوت می‌شوند و هر دو رفتار، فرهنگ‌های متفاوتی (فرهنگ سازنده یا فرهنگ مخرّب) می‌سازند.

بنابراین بینش‌های ما به رفتار ما جهت می‌دهند و مجموع رفتار‌های ما، فرهنگ ما را شکل می‌دهند و همین‌طور برعکس؛ فرهنگ ما بر رفتار‌های ما مؤثر است و رفتار‌های ما تجربه‌های جدیدی به ما می‌دهد و موجب تحول بینش‌های ما می‌شود.

بینش-رفتار-فرهنگ-تمدن در هنر رزمی

بینش، دیدگاه‌ها و طرز فکر ماست. چیزی که به رفتار‌ها و عملکرد‌های ما جهت می‌دهد. به طور کلی بینش‌ها را می‌توان در دو سطح تعریف کرد:

1) بینش‌های اخلاقی (Moral Insight) 

2) بینش‌های فنی (Technical Insight)

بینش اخلاقی یعنی در تعامل با یکدیگر به چه باید و نباید‌هایی باور داریم. این که من به خودم این حق را بدهم تا هر طور دلم خواست با دیگران تعامل کنم یا نه خودم را ملزم می‌دانم تا شعور انسانی دیگران (اساتید یا شاگردان) را ملاحظه کنم.

بینش فنی یعنی دیدگاه من نسبت به آی‌کی‌دو و درک تفاوت آن با رشته‌های دیگر و این که بدانم چگونه مهارت‌هایم را در آن افزایش دهم. هنرجویی که تصور می‌کند تمرین با دوستش کافی است، بینش فنی درستی ندارد. چون برای افزایش مهارت، باید با بدن‌های مختلف کار کند. هنرجویی که اغلب اوقاتش را به جای تمرین، به بحث راجع به تکنیکها می‌گذراند، نمی‌فهمد که با حرف زدن چیزی یاد نخواهد گرفت. درواقع او بینش فنی درستی ندارد.

 

از بینش‌های اخلاقی، تعاملات اخلاقی بروز می‌یابد و از بینش‌های تکنیکی، تعاملات تکنیکی بوجود می‌آید. تعاملات اخلاقی، همان ارتباطات اجتماعی ماست (مثل استادی که با صحبت‌های انگیزشی، به شاگردانش روحیه می‌دهد.) و تعاملات تکنیکی همان تمرینات مشترک میان ماست.

بینش‌ها و رفتارها

نکاتی مهم راجع به اخلاق در تعاملات ما

بسیاری فکر می‌کنند اخلاق فضیلتی است که بودنش خوب است. در حالی که اخلاق ضرورت بسیار مهمی است. منظور ما از اخلاق باید و نباید‌های ارزشی است که بدون آن، جامعه به هرج و مرج می‌افتد. باشگاهی را تصور کنید که مربی برای رسیدن به جاه‌طلبی‌هایش، شاگردانش را نردبان ترقی خودش بکند. و شاگردان هم هیچ احترامی برای استاد قائل نباشند. آیا سنگ روی سنگ بند خواهد شد؟ آیا در چنین فضایی می‌توان آی‌کی‌دو را آموزش دید؟! ، کشمکش، اختلافات میان سبکی، قبایل پراکنده از هم بودن و... اگر در جامعه‌ای وجود داشته باشد، همه نتیجه‌ی کم‌رنگی بینش اخلاقی در آن جامعه است. اگر افراد یک جامعه‌ به خودشان رحم نکنند چطور دیگران به آن‌ها اعتماد کنند؟!

اخلاق چه فایده‌ای دارد؟ بینش اخلاقیِ درست، موجب توسعه تعاملات مثبت خواهد شد و افزایش تعاملاتِ سازنده بین ما (تمرینات مشترک، سمینار‌های فنی با حضور سبک‌های دیگر و...) موجب افزایش تبادلات تکنیکی و در نتیجه افزایش بینش فنی ما خواهد شد. پس بینش اخلاقی و بینش فنی مکمل یکدیگرند و بایستی بر هر دوی آن سرمایه گذاری کرد.

نکته‌ی مهم دیگر، ما برای ارتقای بینش تکنیکی نیاز داریم تا با جهان، خصوصا مهد آی‌کی‌دو (یعنی ژاپن) ارتباط بگیریم ولی برای ارتقای بینش اخلاقی باید بدانیم اخلاق محدود به مرز‌های جغرافیایی و فرهنگ‌های درون آن نیست. اخلاق امری انسانی است مشترک میان همه انسان‌ها که ریشه در فطرت انسانی دارد. پس برای دستورالعمل‌های اخلاقی اگر چه مزیت‌های مثبت فرهنگ‌های دیگر را می‌پذیریم اما ملزم به پیرویِ کورکورانه از همه آن‌ها نیستیم. چه این که فرهنگ ما منبعی غنی از اخلاقیات و مرام پهلوانی است که البته تا حدودی خاک خورده مانده و نیاز به گرد گیری و توجه هر چه بیشتر دارد.

 

ضرورت تحول فرهنگی در آی‌کی‌دو

در گذشته [متأسفانه] به ما می‌گفتند زیاد با سبک‌های دیگر ارتباط نگیرید. چون ما با آن‌ها مشکل داریم و این ارتباط باعث بروز دردسر می‌شود. در هر صورت الان جای امیدواری است سبک‌هایی هستند که همایشی با حضور اساتید خارجی برگزار کنند، با یک فراخوان عمومی، آی‌کی‌دوکاران همه سبک‌ها را دعوت می‌کنند. و یا دعوت سایر سبک‌ها را می‌پذیرند و مثل برادر با هم تمرین می‌کنند. این یعنی بلوغ فرهنگی! ... ولی ما هنوز با فرهنگ ایده‌آل فاصله داریم.

تصورش را بکنید زمانی که آی‌کی‌دوی کشور ما دائم در حال تعامل با اساتید خارجی (خصوصا از ژاپن) باشد. چه موجی از تغییرات در کیفیت تمرینات آی‌کی‌دوی ما رخ خواهد داد؟ و هنگامی که تعاملات تمرینی میان ما زیاد باشد، تمام تجربه‌های جدید را به همدیگر انتقال می‌دهیم. آن هنگام سطح فنی آی‌کی‌دوی جامعه‌ی ما آن‌قدر پیشرفت خواهد کرد تا جایی که به عنوان یک قطب، مطرح می‌شویم و ثمره‌اش عاید همه ما خواهد شد. این اتفاق وقتی می‌افتد که سطح فرهنگی جامعه ما به چنان بلوغی برسد تا به عنوان الگوی اخلاقی و فنی مطرح شویم. ما بایستی «فرهنگ» را در جامعه‌‌ی آی‌کی‌دو جدی بگیریم و بر روی آن تمرکز کنیم. اگر بخواهیم فرهنگمان را متحول کنیم بایستی بینش‌هایمان را در معرض نقد قرار دهیم، تا به اصول درست دست یابیم و از همه مهم‌تر جنبه‌ی نقد داشته باشیم.

به عنوان مثال می‌توان در این نکته‌ها تأمل کنیم؟ که:

      • آیا داشتن بینش کاسبانه نسبت به هنرجویان کار درستی است؟ نتایجش چیست؟ آیا باعث نمی‌شود شاگردانی با این تیپ فکری جذب ما شوند و شاگردان مخلص و وفادار (که سرمایه‌های عظیمی هستند) از ما فاصله بگیرند؟! چون ما برای گسترش باشگاه، سبک و کلا رشته آی‌کی‌دو، نیازمند افراد وفادار هستیم. آن کسانی که باور دارند: «هر چقدر پول بدی آش می‌خوری» نمی‌توانند به گسترش این هنر رزمی کمک کنند!
      • حد و مرز‌های اخلاقی میان شاگردان و اساتید چیست؟ آیا الزامات اخلاقیِ رایج، دست و پا گیر است یا موجب شکوفایی‌ست؟!
      • چگونه کلاس (در سطحی جزئی) و سبک (در سطحی کلان) را طوری مدیریت کرد تا کمترین ریزش و بیشتری بازدهی را داشته باشد؟

و بسیاری سؤالات دیگر که هر کدام از این موضوعات ظرفیتی عمیق برای تألیف مقالات بیشتر دارد.

شاید بگویید: «آقای سلیمی! شما تا الان فقط فرهنگ و اهمیت آن را مطرح کردید. این کافی نیست. راهکار ارائه بدهید!» و من می‌گویم: حتما!

 

راهکار اول (درون فردی)

برای تحول لازم است تک تک ماها از خودمان آغاز کنیم. ما بایستی نگاه نقادانه را در خودمان تقویت کنیم و نسبت به تمامی باور‌ها، عملکرد‌ها، و کلا فرهنگ خودمان، تأمل کنیم و بهترین راه‌حل را بیابیم.

یکی از بهترین نسخه‌ها برای تحول در بینش‌ها، رفتار و فرهنگ، دو کلمه است: «چرا؟» و «چگونه؟». مثلا می‌توانیم از خودمان بپرسیم:

      • چرا کلاس من بازدهی کمی دارد؟ چگونه بازدهی آن را افزایش دهم؟
      • چرا این ایکیواوموته‌ای که رو بعضی‌ها می‌زنم کاربردی نیست؟ چگونه شکل‌های دیگر ایکیو اوموته را یاد بگیرم تا در وضعیت‌های مختلفِ حریف، ایکیو اوموته‌ی مناسبِ آن وضعیت را بزنم؟
      • چرا کلاس من یا سبک ما این همه ریزش دارد؟ چگونه سازمانمان را مدیریت و راهبری کنیم تا بیشترین بازدهی و بهترین خروجی را داشته باشد؟
      • چرا شاگردان در کلاس به جای تمرین حرف می‌زنند؟ چگونه این بینش را در آن‌ها ایجاد کرد که مهارت آی‌کی‌دو با حرف زدن بدست نمی‌آید. باید تمرین، تجربه و آزمون و خطای عملی کرد؟
      • چرا .... چگونه...

 

راهکار دوم (گفتمان‌سازی میان فردی)

اگر راهکار اول به عادت ما تبدیل شد، یعنی مدام دنبال بهترین راه‌حل باشیم، قطعا به ایده‌هایی ناب دست می‌یابیم که در این صورت ما حق نداریم آن را برای خودمان نگه داریم. در تعالیم اسلامی آمده که «زکات علم، نشر آن است» پس همه ما موظفیم که ایده‌های سازنده و مثبت خودمان را بین همدیگر نشر دهیم. ما می‌توانیم از هر فرصتی استفاده کنیم تا تعاملات بین خودمان را گسترش دهیم (مثل تمرینات مشترک، استاژ‌ها، همایش‌ها، مهمانی‌ِ همدیگر رفتن و...) و در این فرصت بینش‌های تکنیکی و اخلاقی بهتر را بین همدیگر نشر دهیم.

 

راهکار سوم (استفاده از تکنولوژی رسانه‌‌ای)

در دنیای ارتباطات، نشر ایده‌ها آسان‌تر از قبل شده. می‌توان با تألیف مقالات، طراحی گرافیک، ساخت کلیپ‌های متنوع، مستند و... و با استفاده از  فضای مجازی (شبکه‌های اجتماعی، وبسایت‌ها و...) ایده‌ها و بینش‌های جدیدی را برای افراد بیشتری نشر داد. استفاده از ابزار‌های تکنولوژیک رسانه‌ای، برای نشر ایده‌ها، تخصص‌های خودش را می‌طلبد ولی ابزاری فوق‌العاده اثر گذار است که توضیح مفصل آن در این نوشتار نمی‌گنجد. اما ارزشش را دارد تا برای یادگیری تخصص‌هایش، وقت بگذاریم یا بر روی آن سرمایه‌گذاری کنیم.

 

 

جمع‌بندی

با وجود این که برای استقلال هویت باشگاه‌ها و سبک‌ها احترام قائلم ولی به نظرم سبک‌ها هیچ موضوعیتی ندارند و این که مثلا چه کسی آی‌کی‌دو را اول به ایران آورد یا کدام سبک بهتر و برتر است هیچ ارزشی ندارند. آن‌چه اهمیت دارد، آی‌کی‌دوی ایران و آینده‌ی آن است. دیر یا زود روزی خواهد آمد که همه ما دنیا را وداع خواهیم گفت. و آن هنگام این سؤال مطرح است که برای آیندگان چه چیزی را به ارث گذاشته‌ایم؟ این که همه ما محکم پشت هم بودیم و آی‌کی‌دوی ایران را در سطح یک قطب مقتدر شکوفا کردیم یا چیزی جز اختلافات به ارث نگذاشتیم؟!

بروز بسیاری رفتار‌های ناسالم به سبب ضعف فرهنگی ماست، وما باید به سمتی حرکت کنیم تا چنان جوی حاکم شود که تمام خصلت‌های نادرست را در نطفه خفه کند. نشر ایده‌های مثبت و گفتمان سازی آن، شروع این راه است.

همه ما اجمالا می‌دانیم فرهنگ چیز خوبیست. اما چون برایمان مبهم است، زیاد آن را جدی نمی‌گیریم. در حالی که تحول و پیشرفت در جامعه‌ی آی‌کی‌دو به تحول در فرهنگ آن است. و تحولِ فرهنگ در تحول رفتار‌ها و عملکرد‌های ماست. و تحولِ رفتار‌های ما در انقلاب بینش‌ها و باور‌های ماست و تا بینش‌های ما در معرض نقد قرار نگیرند متحول نخواهند شد و بایستی این جنبه را داشته باشیم تا بینش‌های ما در معرض نقد قرار بگیرند.

امیدوارم روزی برسد همه ما از سبک‌های مختلف، در عین احترام به هویت و استقلال یکدیگر، در ارتقای فرهنگ آی‌کی‌دو، دست به دست هم دهیم و از آن الگویی فنی و اخلاقی برای جهان بسازیم. به امید روزی که آی‌کی‌دوی جامعه ما به عنوان قطب الگو در اخلاق و تکنیک در جهان مطرح و تعاملات ما با جهان بیشتر شود.

موفق باشید

 

تعریف اصطلاحات علمی به کار رفته در مقاله

بینش: یعنی فهمی که از رزمی و آی‌کی‌دو داریم، غایات ما از تمرینِ این رشته، روش‌هایی که برای کسب مهارت درست یا غلط می‌دانیم، دیدگاه‌های ما نسبت به الزامات اخلاقی (باید و نباید‌ها) و اصول تکنیکی و غیره... بینش‌های ماست.

رفتار: عملکرد‌ها و عکس‌العمل‌ها که ریشه در بینش‌ها دارد. مثل تمرین کردن‌ها، تدریس و آموزش، حضور در همایش‌ها و...

فرهنگ: در یک تعریفی همان رفتار‌های ماست. یعنی هنگامی که از حوزه تفکر به حوزه عمل وارد می‌شویم به آن فرهنگ گفته می‌شود. که هم شامل رفتار‌ها و هم افکار ماست. در تعریفی دیگر، مجموعه باور‌ها و عملکرد‌های ما فضایی را در جامعه ایجاد می‌کند که به آن فرهنگ گفته می‌شود. یا این فضا سمّی است (به جهت افکار ناسالم و رفتار مخرِّب)؛یا فضایی است که ما را به سمت شکوفایی می‌برد.

تمدن: فرهنگ، اقتضائات و نیاز‌هایی را بوجود می‌آورد که برای رفع آن نیاز‌ها، ابزار‌های سخت افزاری و نرم‌افزاری ساخته می‌شود. تمدن یعنی مجموعه فرهنگ و افزار‌ها (چه سخت چه نرم) که مصداق سخت افزار در آی‌کی‌دو همان چوب و شمشیر (ابزار تمرینی)، لباس (وسیله‌ی پوشش)، دوجو (مکانی برای تمرین) و مصداق نرم افزار (تکنیک‌های آی‌کی‌دو، آداب و اصول احترام دربرابر شومن و یکدیگر، قواعد و قوانین برای ارتقاء درجه و...). اما از آن جهت که مفهومِ تمدنِ آی‌کی‌دویی خیلی صدق پیدا نمی‌کند، ما در مقاله از این اصطلاح به صورت جدی استفاده نکرده‌ایم. چه این که آی‌کی‌دو خود محصول تمدنِ ژاپن در دوران توکوگاوا+فرهنگ حاکم بر زمان موریهه وشیبا (محوریت یافتن تفکر صلح) می‌باشد.

اخلاق: باید و نباید‌های ارزشی که به آن باور داریم.

بینش اخلاقی: باوری که نسبت به اخلاقیات داریم. مثلا باور به این که شاگردان نیاز به انگیزه دارند پس باید به آن‌ها انگیزه داد.

بینش فنی: دیدگاه و باوری که نسبت به تکنیک‌های آی‌کی‌دو داریم و این که چه روش‌هایی را درست یا غلط بدانیم.

تعاملات اخلاقی: رفتار‌هایی که ریشه در بینش‌های اخلاقی دارد. مثل انگیزه بخشی به هنرجویان در کنار آموزش تکنیکی.

تعاملات تکنیکی: همان تمرینات با یکدیگر است. کلا آی‌کی‌دو را بدون تعامل نمی‌توان آموزش دید. هیچ کس با انزوا و خانه نشینی دفاع شخصی یاد نخواهد گرفت. بایستی ما با یکدیگر تعامل کنیم تا چیزی بیاموزیم.

قطب الگو: جامعه‌ای که به صورت الگو در جهان مطرح باشد و دارای تعاملات فراوان با سایر جوامع جهان می‌باشد.

جامعه‌ی آی‌کی‌دو: مجموعه آی‌کی‌دو کارانی که خاستگاه و اهداف مشترکی دارند. مثل جامعه‌ی آی‌کی‌دو ایران.